وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86
وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه
نکته و ترفند
خبرها و نظرها
درسی و علمی
معرفی نرم افزار
حل پروژه و تکلیف
مسائل حاشیه ای
دست نوشته اعضا
مقالات درباره ی وب
مقالات درباره ی شبکه
داستان, حکایت و دردودل
مسابقات و جوایز (KCESA)
گفتگوی هامونیک
پایگاه اطلاع رسانی فن آوری اطلاعات وارتباطات ایران
جامعه کاربران لینوکس استان یزد
وبگاه همچون کرگدن تنها
سبیت 2008 ؛ میدان مبارزهای برای نسل آینده رایانههای فوق همراه
سبیت با چراغهای خاموش
راهنمای مصور و گام به گام نصب ویندوز XP به صورت بوت دو گانه در کنار ویندوز ویستا (ویستا اول نصب شده باشد)
وزارت دفاع آمریکا انتشار نقشه های گوگل را منع کرد
حمله هکرها به MySpace و Facebook
دختران در فناوري اطلاعات موفقتر از پسران هستند
فرندفید
کلوب
دانلود رایگان
اخرین فیلمهای هالیوود
دانشجویان ای تی پیام نور ارومیه
جامعه کاربران لینوکس یزد
هفته نامه عصر ارتباط
پیج رنگ گوگل
سافت دانلود
وبلاگ دانشجویی مهندسی کامپیوتر
رشته های دانشگاهی
بهترین موزیک های تاریخ
توتستان-محمدرضا آزادی
رضا بزرگی
فروشگاه فیلم دایویکس
همه
رضا بزرگی
علیرضا توسلی
بهنام ستار
شاهین ارباب شیرانی
محمد ایزدی
مسعود سلطانی
محمدعلی جعفری
محمدرضا آزادی
دختر ها
مجید
حمید
دیگری
مسعود میرزایی
جابر افضلی
مسعود خلقی
احمد پاچینو
ساسان شایسته::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
اردیبهشت 1387
::
فروردین 1387
::
اسفند 1386
::
بهمن 1386
تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
| ميرحسين موسوي در سالگرد صدور منشور برادري اظهار داشت؛ |
تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است |
ميرحسين موسوي وجود حلقه هاي متعدد از هر جناحي را عامل ارتباط امام با اقشار مختلف جامعه ارزيابي و تصريح کرد؛ اين حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشي از قاعده جامعه بودند. يقيناً افرادي که از طريق آقاي موسوي خوئيني ها - که امروز مورد اتهام و فحاشي قرار گرفته اند - به امام وصل مي شدند، از طريق آقاي مهدوي کني نمي توانستند وصل بشوند. همان هايي که از طريق آقاي مهدوي کني به امام وصل مي شدند و سخنان اينها از طريق ايشان به گوش امام مي رسيد يقيناً نمي توانستند از طريق آقاي موسوي خوئيني ها وصل شوند. اين خودش يک روش خوبي بود. براي همين ايشان در مقابل حذف هر کدام از اين چهره ها در گرداگرد خودش به سختي مقاومت مي کرد. همه تا آخرين دم در کنار ايشان ماندند. حذف اينها موجب اختلال مي شد و اين اختلافات را به بدنه اجتماعي مي کشاند. حذف هر کدام از اين چهره ها، به معناي حذف يک قاعده اجتماعي نبود، چرا که قاعده که حذف نمي شود، بلکه رابطه رهبري و بخشي از قاعده اجتماعي قطع مي شد. به نظر مي رسد اين مساله غير از اينکه بعد اعتقادي داشت، يک جنبه استراتژيک هم در ذهن امام داشت. ايشان هر کسي را که قصد خدمت و نيت پاک داشت، در انقلاب اسلامي و نظام به نوعي مشارکت مي داد. کانديداي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم به مقايسه شرايط اخير با جامعه گذشته پرداخت و گفت؛ ما مي توانيم از گذشته درس بگيريم اما دو تا موقعيت دشوار را به سختي مي توان روي هم انداخت و با هم مقايسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بوديم و تازه از سلطه رژيمي درآمده و رو به نظام جديدي آورده بوديم. نظام سابق ريشه عميق تاريخي داشت و اثر خود را در فرهنگ، سياست، اجتماع و ساختارهاي حکومت گذاشته بود. به علاوه حرکتي که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهاني تلقي مي شد و به خاطر همين دشمنان زيادي در سطح جهان بودند که مشکلات زيادي مثل کودتاي نوژه، شورش ها و حمله صدام براي ما به وجود آورده بودند. در سطح بين المللي هم حرکت هاي ديگري وجود داشت. آنچه در اين شرايط به ما قدرت مي بخشيد، وحدت و همدلي بر گرداگرد يک ايدئولوژي بسيار پيشرفته، مترقي و به روز بود و يک نوع صيانت از اين وحدت در مقابل امواج فتنه هايي که مي توانست اين وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت. ميرحسين موسوي به نظريه امام در مورد باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامي اشاره و تصريح کرد؛ امام توجه داشتند که مبادا تکيه بر نظام ارزشي اسلامي و مباحث تام فقهي، منجر به اين شود که انديشه هاي ديگر و حتي خود اين انديشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پيدا نکنند. امام مدام تاکيد مي کردند در زمينه هاي فقهي نظرات مختلفي گرداگرد مسائل گوناگون مي تواند وجود داشته باشد. وي در ادامه بر ضرورت آزادي در فقاهت اشاره کرد و افزود؛ اولين ويژگي اين تفکر اين است که خيلي راحت نمي شود افراد را تکفير کرد و آنها را خارج از مدار دين به حساب آورد. نمي شود به اعتبار اينکه کساني که مختصر اختلافي با نظرات رسمي در يک گروه يا جمعي دارند، آنها را به عنوان افرادي که مخالف دين و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. اين تنگ نظري ها به نوعي بر روشنفکران اعمال شده و به نوعي ديگر بر فقها. امام اين نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملي مي دانستند. اما بحث وحدت مورد تاکيد مهندس ميرحسين موسوي قرار گرفت و وي اظهار داشت؛ از نظر امام وحدت بر اساس خويشاوندي سياسي طرح نمي شود. در وحدت مورد تاکيد امام، فاميل و دوست و آشنا به هم باج نمي دهند بلکه امام وحدت را به مولفه هاي منافع ملي و حيات طيبه نظام اسلامي برمي گردانند و همه جا بر آن تاکيد مي کنند. بحث بر سر خدمت و ارزش هاي بسيار اساسي و بنيادي است که کشور را برومند کند. وحدت بخشي از رويکردي است که حضرت امام خميني(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه مي کردند. امام کاملاً توجه داشتند که مهم ترين سرمايه ما وحدت ملي است و تلاش مي کردند اين وحدت در گسترده ترين شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هيچ نوع متن مهمي از ايشان نمي بينيم که بر اين مساله تاکيد نکرده باشند. اما اين مساله که وحدت بايد چگونه شکل بگيرد از ديد ميرحسين موسوي پنهان نماند. نخست وزير دوران دفاع مقدس تصريح کرد؛ در حال حاضر توجهي به قانون اساسي نمي شود در حالي که در متن قانون اساسي همه مسائل به صورت متوازن مطرح شده است و نمي شود ما بخشي را برجسته نگاه کنيم و بخش ديگر را کم رنگ ببينيم. الان جناح ها و مسوولان مختلف به مذاق شان خوش مي آيد که تکه يي را برجسته کنند و تکه ديگر را ضعيف کنند؛ اين درست نيست. اينها بخش هاي به هم پيوسته است. مخصوصاً بخش مربوط به آزادي ها (آزادي بيان، آزادي اجتماعات، آزادي عقيده و...)، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان ها، قوميت ها و آموزش آنها و...، اينها هيچ خطري را براي کشور ايجاد نمي کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعي نمي توانم با سليقه خود بگويم اجرا يا عدم اجراي اين اصل، صلاح نيست. ميرحسين موسوي که از اعمال و اجراي قانون به صورت سليقه يي گله مند بود در ادامه افزود؛ در زمان جنگ در کشورهاي مختلف، انتخابات يا انجام نمي شود يا بسيار تصنعي برگزار مي شود. در زمينه اجراي قانون مشکل پيدا مي شود اما در تمام دوران جنگ ما با وجود همه بحران ها و مشکلات وسيعي که بود «انتخابات» به رغم هزينه هايي که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقي ماند. کسي به ذهنش نرسيد که کار ديگري بکند. تنها موردي که به تاخير انداخته شد، اجراي قانون شوراها بود. دليل آن هم نظريات مختلف مسوولان بود و آن زمان من اعتقاد داشتم براي عدم تمرکز دولت قانون شورا يکي از مهم ترين راهکارهاي ممکن است. برخي مخالف اين بودند. مي گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسي در برخي از مناطق خصوصاً مناطق مرزي داشته باشيم. ما در دولت اقدام کرديم، قانون را به مجلس برديم و زماني هم براي انتخابات شوراها معين کرديم. در آستانه انتخابات، عده يي از استاندارها به امام نامه نوشتند که اين مساله به تاخير انداخته شود. حضرت امام ملاحظه کردند. بعد در جلسه روساي سه قوه تصميم بر اين شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود. بحث اين بود که ما همه اصول را پياده کنيم ولي الان اين اعتقاد زياد وجود ندارد. برخي اصول پررنگ شده و برخي اصلاً کنار گذاشته شده اند. عدم اجراي درست قانون مي تواند يکي از عوامل تفرقه باشد و از سوي ديگر اجراي متوازن آن مي تواند همه را دور يک ميثاق ملي جمع کند. وي ضمن اشاره به نام امام در مورد افرادي که القاي بدبيني مي کنند، اظهار داشت؛ هستند کساني که نان خود را از اين راه مي خورند. واقعاً من نمي دانم دين و ايمان دارند يا نه. الان فضاي تهمت خيلي رواج دارد. ما افرادي داريم که اگر پرونده هايشان با نگاه امام گشوده شود پرونده هاي بسيار آلوده يي دارند. اينها آمدند يکدفعه يک حرکت عظيم مردمي را مي گويند که به منافقين ارتباط دارند و... اينها همان کساني هستند که آتش بيار معرکه هستند و نفع خودشان براي رو نشدن پرونده هايشان در اين است که دائم اين اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبيني ايجاد کنند در حالي که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بيني ايجاد کنند. اينکه يک عده يي اين وسط بيفتند و بگويند اين با بيگانه ارتباط دارد و... اين کار بزرگ کردن بيگانه است. اگر بيگانه ها اينقدر بزرگ هستند که مي توانند اين همه آدم را به صحنه بياورند که ما بايد دست هايمان را ببريم بالا و از کل انقلاب اسلامي استعفا بدهيم. در ادامه ميرحسين به افزايش فضاي حذف دلسوزان نظام هشدار داد و گفت؛ يقيناً يک عده از ساختن فضاي بدبيني سود سياسي مي برند و عده يي ديگر سود شخصي. مشهور بود که کسي در حضور حضرت امام واقعاً جرات اينکه از ديگري غيبت کند و جوسازي و بدگويي بکند، نداشت. ايشان در همان جا جواب تندي مي داد. بنده مواردي را شاهد بودم که امام در برابر اين مسائل تند مي شد. اين اثر جانبي در جامعه داشت؛ اينکه بايد مراقب کساني که آتش بيار معرکه هستند و فضا را آلوده مي کنند، بود. در حال حاضر يک عده يي نفع شان در اين است که در اين کشور اختلاف باشد و دايره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعي مي کرد متن واقعي انقلاب و جامعه غني باشد. بزرگ ترين حجم را داشته باشد و حاشيه، کوچک ترين حجم ممکن را داشته باشد. موقعي که در وصيتنامه سفارش مي کنند که کساني که از انقلاب بريدند، بازگردند، نشان مي دهد حتي آن حاشيه کوچک را هم بر نمي تابند. مي خواهند همه در درياي وحدت قرار بگيرند. وي در ادامه افزود؛ آنچه امروزه اتفاق افتاده اين است که حاشيه از متن فراتر رفته و متن خيلي لاغر شده است. من فقط نمادين مي گويم که در اين حاشيه تعداد وسيعي از مديران و روحانيون، بخشي از مراجع، چند رئيس دولت و حتي رئيس مجلس داريم. به اينکه نمي شود حاشيه گفت. اين نقل مکان است. مصلحت کشور اين است که آن فضايي که به عنوان غيرخودي براي خود تعريف مي کنند، در کوچک ترين سطح و اندک ترين وجه ممکن باشد. اگر غير از اين باشد، بايد در رفتار خود شک کنيم. نمي شود در کشور هزاران هزار مدير برجسته يي که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاريم و به حاشيه منتقل بکنيم. ميرحسين به تنگ کردن دايره خودي ها انتقاد کرد و گفت؛ الان يک عده يي کشف کرده اند موسوي خوئيني ها توده يي است يعني همين شخصي که شاگرد امام است. مي گويند گروه فرقان پيش ايشان درس خوانده اند. اگر اينجوري باشد فکر مي کنم ما در نظام يک نفر را نمي توانيم پيدا کنيم که با اين و آن ارتباط نداشته باشد. وقتي ما مسائل را به اين اندازه تقليل مي دهيم اين نشان بيماري است که در جامعه ما گسترش پيدا کرده است. همه بايد نگران باشيم. ميرحسين موسوي بر ضرورت احقاق حق مردم تاکيد و تصريح کرد؛ امام حق آزادي را گرفتني مي دانند. آزادي را جزء حقوقي مي دانند که بايد مردم دنبال بکنند و به از دست دادن ارزش هاي بنيادي تن در ندهند. اين براي ما يک اصل است. اگر در يک نظام، مردم برايشان عادي باشد که حقوق شان پايمال بشود و آنها چيزي نگويند، آن نظام به سوي ديکتاتوري و خشونت سير مي کند. اينجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبيات سياسي و فرهنگي اهميت پيدا مي کند. البته همه نظام ها با اين مساله روبه رو هستند. در کشورهايي که جامعه کمي به پختگي رسيده است، يک ذره محدوديت که در برابر حقوق مردم ايجاد مي شود، بلافاصله موج اعتراض ايجاد مي شود و اين کار نهادينه شده است. نخست وزير دوران دفاع مقدس اظهار داشت؛ ما از دوران مشروطيت قدم هاي زيادي پيش گذاشتيم. وضعيت امروز ما نه با دوران مشروطيت و نه با 30 سال پيش قابل مقايسه نيست. قدم هايي پيش گذاشتيم اما اينکه بگوييم اين راه در نقطه يي به پايان رسيده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هيچ خواسته يي نداشته باشند و مساله خود به خود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکميت و تفسير روشن انديشانه حاکميت از قانون اساسي به نحوي که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است. |
انتشار کتابی بسیار اسرارآمیز از یونگ برای اولین بار درجهان در ابان ماه امسال و شرح سفرم به آکسفورد
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)









هتلداری آقای هیلبرت
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)


خوشبختانه بله! میتوان با جابه جایی مسافران و بدون اخراج هیچ یک از آنها اتاقی برای آقای بازرس فراهم کرد! با کمی دقت در می یابیم که میتوان همه ی مسافران را یک اتاق به جلو فرستاد و به این ترتیب اتاق شماره ی 1 برای آقای بازرس خالی میشود!

به نظر شما عجیب نیست؟ از داخل یک هتل کاملاً پر، یک اتاق خالی بیرون میآید، بدون این که حتی یک نفر از هتل خارج شده باشد!!

هتل آقای هیلبرت در مقایسه با هتل پسر عمویش بسیار قدیمی بود، هر روز قسمتی از هتل احتیاج به تعمیر داشت، یک روز لوله های اتاق ها میترکید و دیوارها مرطوب میشد، روز دیگر شیرهای آب خراب می شدند، روز دیگر هم در اثر پوسیدگی، سیمهای تلفن قطع میشد و هزار مشکل کوچک و بزرگ دیگر که هر روز برای هتل آقای هیلبرت پیش می آمد! به تدریج مسافران از وضع موجود ناراضی شدند. آقای هیلبرت از این ماجرا بسیار ناراحت بود، از این رو خوب فکر کرد تا بتواند راه حلی برای این مشکل پیدا کند:

او تصمیم گرفت که همه ی مسافران هتلش را برای مدتی به هتل پسر عمویش بفرستد و در این مدت تعمیراتی اساسی برای بازسازی هتل خودانجام دهد! اما چگونه؟ چگونه این کار ممکن بود در حالی که هم هتل آقای هیلبرت و هم هتل پسر عموی آقای هیلبرت کاملاً پر بود؟



آقای هیلبرت فکر کرد و بعد از مدتی راه حلی را با پسر عمویش در میان گذاشت! راه حل آقای هیلبرت همهی مسافران طبقات بالایی را در طبقهی همکف جا داد! آیا میتوانید حدس بزنید که راه حل وی چه بود؟ (شاید شکل زیر قدری کمک کند!)

چه طور بود؟ آیا با ما موافقید که این هتلها، عجیب هستند؟ به نظر شما آیا هتلهایی که تعداد اتاقهایشان متناهی باشد، میتوانند چنین خصوصیاتی داشته باشند؟ آیا مسافران هر هتل با تعداد نامتناهی اتاق را میتوان به یک هتل دیگر با تعداد نامتناهی اتاق، منتقل کرد؟
به نقل از تبیان
هتل بی نهایت
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)

هتل بینهایت داستان بسیار جالبی است که "داوید هیلبرت" ریاضی دان مشهور آلمانی مطرح کرده است. شما میتوانید از این داستان برای آموزش مفهوم "همارزی مجموعهها" و همچنین مفهوم "مجموعهی نامتناهی"، به دانشآموزان استفاده کنید.
در جلسهی اول، داستان "هتلداری آقای هیلبرت" ( که در متون رسمی به "هتل بینهایت" شهرت دارد ) را برای دانشآموزان بازگو کنید و در هر مرحله، راه حل مشکل ایجاد شده برای آقای هیلبرت را از آن ها بخواهید. در این جلسه نیازی به ذکر جزئیات دقیق ریاضی نیست، حتی میتوان از صحبت در مورد مجموعههای اعداد هم صرف نظر کرد و دانش آموزان را صرفاً با مفهوم "بینهایت" و "همارزی" درگیر کرد.
میتوان حتی بیش از این نیز بحث را ساده کرد؛ مثلاً برای رهایی از سؤالات نامفهوم، اما رایجی که دانشآموزان در اولین مراحل مواجه شدن با مفهوم "بینهایت" مطرح میکنند، می توانید این کلمه ( بینهایت ) را هم مطرح نکنید. به طور مثال برای توضیح در مورد تعداد اتاقهای هتل هیلبرت میتوانید بگویید: « اتاقهای این هتل تمامی ندارد! یعنی برای هر عددی که شما در نظر بیاورید، هتل، اتاقی با آن شماره و نیز اتاقهایی با شمارههای بیش از آن دارد ». فراموش نکنید: هیجانی که شما به داستانتان میدهید، اثر مستقیمی در هم راهی و هم یاری دانشآموزان در طول این جلسه و نیز توجه به توضیحات شما در جلسهی بعد، دارد. احتمالاً هیلبرت کبیر (!) نیز با همین قصد، مفاهیم مورد نظر را در بطن یک داستان گنجانده است!
در جلسهی دوم میتوانید به ذکر برخی جزئیات ریاضی نهفته در پشت پردهی این داستان بپردازید. در مرحلهی اول سعی کنید که مفهوم « همارزی » یا « هماندازه بودن » مجموعهها را برای دانشآموزان شرح دهید. برای این کار میتوانید از آموختههای سالهای دبستان آن ها کمک بگیرید. با یک مثال برای آنها یادآوری کنید که در دوران ابتدایی مفاهیم بزرگ تر، کوچک تر و برابر بودن اعداد را چگونه آموختهاند. مثلاً یادآوری کنید که: کتاب ریاضی برای آموزش این که 3<4 است ، دو بیضی به شکلهای زیر کشیده بود و انجام این مراحل را از ما خواسته بود:

از ما خواسته بود که تعداد اشکال داخل هریک را بشماریم و در مربعهای زیر بیضیها بنویسیم:

در مرحلهی بعد خواسته بود که اشیاء هم رنگ را به هم وصل کنیم:

و درنهایت با این استدلال که در طرف چپ، یک شی

در هر مرحله، تمام این اشکال را برای آنان بکشید. پس از این مراحل دانشآموزان شما آمادگی درک مفهوم تناظر یک به یک و همارزی را خواهند داشت. برای آنها ابتدا مفهوم "تناظر یک به یک" دو مجموعهی متناهی را بازگو کنید و سپس با تعمیم آن، مفهوم همارزی مجموعههای نامتناهی را شرح دهید:
اکنون با در نظر داشتن این تعاریف و قضیهی فوق میتوانید به بررسی و تحلیل دوباره ی سکانس های «هتلداری آقای هیلبرت» برای دانشآموزان بپردازید:

در این قسمت میتوانید از دانشآموزان بخواهید که با استفاده از مطالبی که تا به این جا تدریس کردهاید، ثابت کنند که به ازای هر مجموعهی متناهی A: N~N U A
سکانس دوم: آن چه در این بخش
آمده است تعبیری است از هم ارزی مجموعه ی اعداد فرد (O ) با مجموعه ی اعداد
طبیعی. چرا که در این بخش همه ی اتاق های با شماره ی فرد هتل پسر عموی آقای
هیلبرت ( که هم اندازه با O است ) را با همه ی مسافران هتل آقای هیلبرت ( که
هماندازه با N است )، پر کردیم. شما میتوانید این عمل را با تعریف تابع ![]()
n-
از آنان بخواهید که یک به یک و پوشا بودن g را تحقیق کنند و N~O را نتیجه بگیرند.
در این قسمت میتوانید همارزی مجموعه ی اعداد صحیح و اعداد طبیعی (یعنی: N~Z) را نیز برای دانشآموزان اثبات کنید و یا با ذکر راهنمایی زیر، اثبات آن را به عنوان یک تمرین از آن ها بخواهید:
راهنمایی: تابعی
چون
تعریف کنید که اعداد صحیح نامنفی را به اعداد طبیعی زوج ببرد و اعداد
صحیح منفی را به اعداد طبیعی فرد؛ سپس دو طرفه بودن این تابع را تحقیق کنید.
« اگر راه حل آقای هیلبرت را بپذیریم، در حقیقت تناظری یک به یک میان NxN ( ضرب دکارتی N در خودش ) و N برقرار کرده ایم. یعنی NxN~N. این مسأله نکته ی بسیار عجیبی را بیان میکند. چرا که اگر NxN~N ، آن گاه می توان مدعی شد که N~Q ».
برای این کار مجموعه ی اعداد گویا را مجموعه ای از کسرها در نظر بگیرید که صورت
و مخرج آن ها نسبت به هم اول هستند. به این ترتیبت می توانیم Q را در جدول N*N قرار
دهیم. بنابراین Q≤N*N و چون N~N*N می باشد، پسQ≤N ، اما میدانیم که N زیر مجموعه
ای از Q است. پس N+Q و -Q را به
ترتیب مجموعهی اعداد گویای مثبت و منفی در نظر بگیرید.
الف. +NxN ≤Q ( تابع
را به صورت i(m,n)=2m / 3n تعریف کنید و تحقیق یک به یک بودن آن
را از دانشآموزان بخواهید. n , m نسبت به هم اول هستند ).
ب.+NxN ≥ Q ( تابع
را به صورت
تعریف کرده و تحقیق یک به یک بودن آن را از دانشآموزان بخواهید. در تحقیق یک به یک بودن تابع j ، فرص "اول بودن صورت و مخرج یک کسر گویا نسبت به هم " ضروری است ).
که
در پایان میتوانید سؤالات زیر را نیز مطرح کنید:
نویسنده: صالح زارع پور
به نقل از تبیان
مصطفی تاجزاده:شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد.
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .