تبليغاتX
:: وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86 ::

  

وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86

 

                 وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه  

اعلانات
آرشيو موضوعات
پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
آرشیو مسابقات

تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


ميرحسين موسوي در سالگرد صدور منشور برادري اظهار داشت؛
تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است

گروه سياسي؛ مهندس ميرحسين موسوي کانديداي معترض انتخابات رياست جمهوري دهم که بارها نسبت به افزايش اختلاف و تفرقه در فضاي کشور هشدار داده بود، ايجاد وحدت و همدلي در فضاي فعلي کشور را يک ضرورت عنوان کرد و عمل به قانون اساسي را عامل وحدت و ناديده گرفتن آن را عامل انشقاق ذکر کرد و به اين ترتيب با اين اظهارنظر در کنار سيدمحمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات قرار گرفت. گو اينکه سيدمحمد خاتمي چندي پيش در سالگرد صدور منشور برادري از سوي امام خميني(ره) به محمدعلي انصاري در 21 سال پيش، به ضرورت وحدت اشاره و پيش نياز وحدت و تفاهم ملي را قبول مشکل و پذيرش آزادي سلايق و نظرات مختلف عنوان کرد. به گزارش «کلمه»، مهندس موسوي که ميزبان اعضاي هيات تحريريه پايگاه خبري جماران بود به سابقه انقلاب و زمان رهبري امام خميني اشاره کرد که در آن زمان هيچ گاه وجود اختلاف به حذف گروه ها منجر نشد به طوري که در حلقه پيراموني حضرت امام خميني(ره) آقاي عسگراولادي، مهدوي کني، موسوي خوئيني ها و موسوي اردبيلي حضور داشتند و بودن يک جناح در کنار امام به معني حذف جناح ديگر نبود. مهندس ميرحسين موسوي به عنوان نخست وزير معتمد امام(ره)، پذيرش کثرت انديشه ها و عقايد توسط امام خميني را از صفات بارز رهبر کبير انقلاب دانست و گفت؛ کثرت انديشه ها و نظرات، امام را آزرده و پريشان نمي کرد بلکه اينها را به عنوان نعمتي براي جمهوري اسلامي مي دانست. به نظر من گاهي خود ايشان با مهر تاييدي که روي اين مساله مي نهادند اختلاف را به عنوان يک ضرورت مطرح مي کردند که درخشنده ترين رفتار امام در اين خصوص، رضايت کامل ايشان با تشکيل مجمع روحانيون مبارز است. نخست وزير دوران دفاع مقدس بحران هاي دهه اول را بهانه محدود کردن فضاي سياسي از سوي حاکميت نمي داند و اظهار مي دارد؛ در عرف ملي و جهاني، رهبري کشوري که انقلاب کرده و درگير آشوب هاي داخلي و جنگ خارجي است، بايد به اين سمت گرايش داشته باشد که انديشه ها و افکار مختلف را در يک کانال قرار بدهد و سعي کند يک انديشه در کشور حاکم باشد؛ ولي امام با تاکيدي که روي تشکيل مجمع روحانيون داشتند، نشان دادند وجود مستقل دو گروه مجمع روحانيون و جامعه روحانيت مبارک بوده و اين کثرت ضروري است.

ميرحسين موسوي وجود حلقه هاي متعدد از هر جناحي را عامل ارتباط امام با اقشار مختلف جامعه ارزيابي و تصريح کرد؛ اين حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشي از قاعده جامعه بودند. يقيناً افرادي که از طريق آقاي موسوي خوئيني ها - که امروز مورد اتهام و فحاشي قرار گرفته اند - به امام وصل مي شدند، از طريق آقاي مهدوي کني نمي توانستند وصل بشوند. همان هايي که از طريق آقاي مهدوي کني به امام وصل مي شدند و سخنان اينها از طريق ايشان به گوش امام مي رسيد يقيناً نمي توانستند از طريق آقاي موسوي خوئيني ها وصل شوند. اين خودش يک روش خوبي بود. براي همين ايشان در مقابل حذف هر کدام از اين چهره ها در گرداگرد خودش به سختي مقاومت مي کرد. همه تا آخرين دم در کنار ايشان ماندند. حذف اينها موجب اختلال مي شد و اين اختلافات را به بدنه اجتماعي مي کشاند. حذف هر کدام از اين چهره ها، به معناي حذف يک قاعده اجتماعي نبود، چرا که قاعده که حذف نمي شود، بلکه رابطه رهبري و بخشي از قاعده اجتماعي قطع مي شد. به نظر مي رسد اين مساله غير از اينکه بعد اعتقادي داشت، يک جنبه استراتژيک هم در ذهن امام داشت. ايشان هر کسي را که قصد خدمت و نيت پاک داشت، در انقلاب اسلامي و نظام به نوعي مشارکت مي داد. کانديداي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم به مقايسه شرايط اخير با جامعه گذشته پرداخت و گفت؛ ما مي توانيم از گذشته درس بگيريم اما دو تا موقعيت دشوار را به سختي مي توان روي هم انداخت و با هم مقايسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بوديم و تازه از سلطه رژيمي درآمده و رو به نظام جديدي آورده بوديم. نظام سابق ريشه عميق تاريخي داشت و اثر خود را در فرهنگ، سياست، اجتماع و ساختارهاي حکومت گذاشته بود. به علاوه حرکتي که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهاني تلقي مي شد و به خاطر همين دشمنان زيادي در سطح جهان بودند که مشکلات زيادي مثل کودتاي نوژه، شورش ها و حمله صدام براي ما به وجود آورده بودند. در سطح بين المللي هم حرکت هاي ديگري وجود داشت. آنچه در اين شرايط به ما قدرت مي بخشيد، وحدت و همدلي بر گرداگرد يک ايدئولوژي بسيار پيشرفته، مترقي و به روز بود و يک نوع صيانت از اين وحدت در مقابل امواج فتنه هايي که مي توانست اين وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت.

ميرحسين موسوي به نظريه امام در مورد باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامي اشاره و تصريح کرد؛ امام توجه داشتند که مبادا تکيه بر نظام ارزشي اسلامي و مباحث تام فقهي، منجر به اين شود که انديشه هاي ديگر و حتي خود اين انديشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پيدا نکنند. امام مدام تاکيد مي کردند در زمينه هاي فقهي نظرات مختلفي گرداگرد مسائل گوناگون مي تواند وجود داشته باشد. وي در ادامه بر ضرورت آزادي در فقاهت اشاره کرد و افزود؛ اولين ويژگي اين تفکر اين است که خيلي راحت نمي شود افراد را تکفير کرد و آنها را خارج از مدار دين به حساب آورد. نمي شود به اعتبار اينکه کساني که مختصر اختلافي با نظرات رسمي در يک گروه يا جمعي دارند، آنها را به عنوان افرادي که مخالف دين و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. اين تنگ نظري ها به نوعي بر روشنفکران اعمال شده و به نوعي ديگر بر فقها. امام اين نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملي مي دانستند. اما بحث وحدت مورد تاکيد مهندس ميرحسين موسوي قرار گرفت و وي اظهار داشت؛ از نظر امام وحدت بر اساس خويشاوندي سياسي طرح نمي شود. در وحدت مورد تاکيد امام، فاميل و دوست و آشنا به هم باج نمي دهند بلکه امام وحدت را به مولفه هاي منافع ملي و حيات طيبه نظام اسلامي برمي گردانند و همه جا بر آن تاکيد مي کنند. بحث بر سر خدمت و ارزش هاي بسيار اساسي و بنيادي است که کشور را برومند کند. وحدت بخشي از رويکردي است که حضرت امام خميني(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه مي کردند. امام کاملاً توجه داشتند که مهم ترين سرمايه ما وحدت ملي است و تلاش مي کردند اين وحدت در گسترده ترين شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هيچ نوع متن مهمي از ايشان نمي بينيم که بر اين مساله تاکيد نکرده باشند.

اما اين مساله که وحدت بايد چگونه شکل بگيرد از ديد ميرحسين موسوي پنهان نماند. نخست وزير دوران دفاع مقدس تصريح کرد؛ در حال حاضر توجهي به قانون اساسي نمي شود در حالي که در متن قانون اساسي همه مسائل به صورت متوازن مطرح شده است و نمي شود ما بخشي را برجسته نگاه کنيم و بخش ديگر را کم رنگ ببينيم. الان جناح ها و مسوولان مختلف به مذاق شان خوش مي آيد که تکه يي را برجسته کنند و تکه ديگر را ضعيف کنند؛ اين درست نيست. اينها بخش هاي به هم پيوسته است. مخصوصاً بخش مربوط به آزادي ها (آزادي بيان، آزادي اجتماعات، آزادي عقيده و...)، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان ها، قوميت ها و آموزش آنها و...، اينها هيچ خطري را براي کشور ايجاد نمي کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعي نمي توانم با سليقه خود بگويم اجرا يا عدم اجراي اين اصل، صلاح نيست.

ميرحسين موسوي که از اعمال و اجراي قانون به صورت سليقه يي گله مند بود در ادامه افزود؛ در زمان جنگ در کشورهاي مختلف، انتخابات يا انجام نمي شود يا بسيار تصنعي برگزار مي شود. در زمينه اجراي قانون مشکل پيدا مي شود اما در تمام دوران جنگ ما با وجود همه بحران ها و مشکلات وسيعي که بود «انتخابات» به رغم هزينه هايي که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقي ماند. کسي به ذهنش نرسيد که کار ديگري بکند. تنها موردي که به تاخير انداخته شد، اجراي قانون شوراها بود. دليل آن هم نظريات مختلف مسوولان بود و آن زمان من اعتقاد داشتم براي عدم تمرکز دولت قانون شورا يکي از مهم ترين راهکارهاي ممکن است. برخي مخالف اين بودند. مي گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسي در برخي از مناطق خصوصاً مناطق مرزي داشته باشيم. ما در دولت اقدام کرديم، قانون را به مجلس برديم و زماني هم براي انتخابات شوراها معين کرديم. در آستانه انتخابات، عده يي از استاندارها به امام نامه نوشتند که اين مساله به تاخير انداخته شود. حضرت امام ملاحظه کردند. بعد در جلسه روساي سه قوه تصميم بر اين شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود. بحث اين بود که ما همه اصول را پياده کنيم ولي الان اين اعتقاد زياد وجود ندارد. برخي اصول پررنگ شده و برخي اصلاً کنار گذاشته شده اند. عدم اجراي درست قانون مي تواند يکي از عوامل تفرقه باشد و از سوي ديگر اجراي متوازن آن مي تواند همه را دور يک ميثاق ملي جمع کند. وي ضمن اشاره به نام امام در مورد افرادي که القاي بدبيني مي کنند، اظهار داشت؛ هستند کساني که نان خود را از اين راه مي خورند. واقعاً من نمي دانم دين و ايمان دارند يا نه. الان فضاي تهمت خيلي رواج دارد. ما افرادي داريم که اگر پرونده هايشان با نگاه امام گشوده شود پرونده هاي بسيار آلوده يي دارند. اينها آمدند يکدفعه يک حرکت عظيم مردمي را مي گويند که به منافقين ارتباط دارند و... اينها همان کساني هستند که آتش بيار معرکه هستند و نفع خودشان براي رو نشدن پرونده هايشان در اين است که دائم اين اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبيني ايجاد کنند در حالي که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بيني ايجاد کنند. اينکه يک عده يي اين وسط بيفتند و بگويند اين با بيگانه ارتباط دارد و... اين کار بزرگ کردن بيگانه است. اگر بيگانه ها اينقدر بزرگ هستند که مي توانند اين همه آدم را به صحنه بياورند که ما بايد دست هايمان را ببريم بالا و از کل انقلاب اسلامي استعفا بدهيم. در ادامه ميرحسين به افزايش فضاي حذف دلسوزان نظام هشدار داد و گفت؛ يقيناً يک عده از ساختن فضاي بدبيني سود سياسي مي برند و عده يي ديگر سود شخصي. مشهور بود که کسي در حضور حضرت امام واقعاً جرات اينکه از ديگري غيبت کند و جوسازي و بدگويي بکند، نداشت. ايشان در همان جا جواب تندي مي داد. بنده مواردي را شاهد بودم که امام در برابر اين مسائل تند مي شد. اين اثر جانبي در جامعه داشت؛ اينکه بايد مراقب کساني که آتش بيار معرکه هستند و فضا را آلوده مي کنند، بود. در حال حاضر يک عده يي نفع شان در اين است که در اين کشور اختلاف باشد و دايره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعي مي کرد متن واقعي انقلاب و جامعه غني باشد. بزرگ ترين حجم را داشته باشد و حاشيه، کوچک ترين حجم ممکن را داشته باشد. موقعي که در وصيتنامه سفارش مي کنند که کساني که از انقلاب بريدند، بازگردند، نشان مي دهد حتي آن حاشيه کوچک را هم بر نمي تابند. مي خواهند همه در درياي وحدت قرار بگيرند. وي در ادامه افزود؛ آنچه امروزه اتفاق افتاده اين است که حاشيه از متن فراتر رفته و متن خيلي لاغر شده است. من فقط نمادين مي گويم که در اين حاشيه تعداد وسيعي از مديران و روحانيون، بخشي از مراجع، چند رئيس دولت و حتي رئيس مجلس داريم. به اينکه نمي شود حاشيه گفت. اين نقل مکان است. مصلحت کشور اين است که آن فضايي که به عنوان غيرخودي براي خود تعريف مي کنند، در کوچک ترين سطح و اندک ترين وجه ممکن باشد. اگر غير از اين باشد، بايد در رفتار خود شک کنيم. نمي شود در کشور هزاران هزار مدير برجسته يي که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاريم و به حاشيه منتقل بکنيم. ميرحسين به تنگ کردن دايره خودي ها انتقاد کرد و گفت؛ الان يک عده يي کشف کرده اند موسوي خوئيني ها توده يي است يعني همين شخصي که شاگرد امام است. مي گويند گروه فرقان پيش ايشان درس خوانده اند. اگر اينجوري باشد فکر مي کنم ما در نظام يک نفر را نمي توانيم پيدا کنيم که با اين و آن ارتباط نداشته باشد. وقتي ما مسائل را به اين اندازه تقليل مي دهيم اين نشان بيماري است که در جامعه ما گسترش پيدا کرده است. همه بايد نگران باشيم. ميرحسين موسوي بر ضرورت احقاق حق مردم تاکيد و تصريح کرد؛ امام حق آزادي را گرفتني مي دانند. آزادي را جزء حقوقي مي دانند که بايد مردم دنبال بکنند و به از دست دادن ارزش هاي بنيادي تن در ندهند. اين براي ما يک اصل است. اگر در يک نظام، مردم برايشان عادي باشد که حقوق شان پايمال بشود و آنها چيزي نگويند، آن نظام به سوي ديکتاتوري و خشونت سير مي کند. اينجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبيات سياسي و فرهنگي اهميت پيدا مي کند. البته همه نظام ها با اين مساله روبه رو هستند. در کشورهايي که جامعه کمي به پختگي رسيده است، يک ذره محدوديت که در برابر حقوق مردم ايجاد مي شود، بلافاصله موج اعتراض ايجاد مي شود و اين کار نهادينه شده است. نخست وزير دوران دفاع مقدس اظهار داشت؛ ما از دوران مشروطيت قدم هاي زيادي پيش گذاشتيم. وضعيت امروز ما نه با دوران مشروطيت و نه با 30 سال پيش قابل مقايسه نيست. قدم هايي پيش گذاشتيم اما اينکه بگوييم اين راه در نقطه يي به پايان رسيده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هيچ خواسته يي نداشته باشند و مساله خود به خود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکميت و تفسير روشن انديشانه حاکميت از قانون اساسي به نحوي که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است.

لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/19ساعت   12                                                                                  

انتشار کتابی بسیار اسرارآمیز از یونگ برای اولین بار درجهان در ابان ماه امسال و شرح سفرم به آکسفورد

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


ساعت 3 بعد از ظهر لندن را به مقصد آکسفورد ترک میکنم برای دیدن استادی عزیز در آکسفورد و حضور در سمینار Anima & Self ،
*  ایستگاه padington یه بلیط رفت و برگشت 20 پوندی به مقصد شهر سرد و کوچک اما قدیمی آکسفورد
* از ایستگاه قطار تاکسی میگیرم 10 پوند تا خونه استاد. خودش و همسرش در نور کم سوی اتاق نشسته اند، از پنجره میبینمشون...مکثی میکنم در را میزنم و با خوشرویی در را باز میکنند. همان قانون قدیمی: اتاق سرده و باید کاپشنت را در نیاری...درست عین خودشون.. یک انگلیسی قدر انرژی را میدونه( البته اینجاش را اصلا نیستم...با کاپشن چطور میشه تو خونه نشست و اندیشه هم کرد...ما که اینکاره نیستیم ! )
استاد داره متن سخنرانیش را ادیت نهایی میکنه...اندرو به واقع یکی از بهترین مشوقهای من در آغاز مطالعاتی در حوزه مشترک تصوف اسلامی و روانشناسی یونگ بوده است و خیلی از مطالعات دو سال اخیرم را مدیون او هستم ،وقتی ایران برگشتم توسط دانشجویی عزیز به نام خانم ریحانه تاجیک ( دانشگاه الزهرا) به حجت الاسلام ادبی آشنا شدم که تحقیقاتی خوب درزمینه ابن عربی کرده بودن و از طریق ایشون با مردی بزرگ در عرصه هنر و عرفان آشنا شدم به نام استاد حمید عجمی و ایشان لطفی کردند و اجازت فرمودند هر ازگاهی از محضرشون لمحاتی ازمعرفت اسلامی را بیاموزم.
بگذریم.... از ایران براشون سوغاتی آورده ام، خشکبارمخلوط بعلاوه انواع خشکبار عسلی یزد...کلی احساس میکنیم با شخصیتیم جلوی استادمون .
همین که نشستیم دیدیم یه کتاب بزرگ قرمز رنگ در یک جایگاه مخصوصی قرار داده شده است ( کلا این خونه یعنی کتاب و کتاب متفاوت از بقیه کتب، باید معنای خاصی داشته باشه )
استاد همینکه داشتن مشغول بقیه متن سخنرانی امروزشون میشدن به من اجازه دادند کتاب قرمز را با احتیاط تورقی بکنم
یونگ روانکاو مشهور سویسی است که این روزها در دنیا خیلی از بزرگان به آثار او تاسی میکنند
red book in iran
 
کتاب قرمز یونگ RED BOOK ماجرای عجیب و اسرار آمیزی داره و تقریبا بعد از 100 سال در اختیار جهانیان قرار گرفته است زیرا یونگ میترسیده انتسار این نوشته ها باعث بشه دیگران علمی بودن سیر دانش او را به بهانه این مطالب زیر سوال ببرند
دکتر شیری، اندرو و همسر عزیزش
یونگ 1875 بدنیا میاد.سال 1907 فروید را میبینه و مدت 5 سال با او مراوده بسیار نزدیکی داشته تا جاییکه در بین آنالیستها تا ولایتعهدی امپراتور( فروید) پیش میره ولی به دلیل اختلاف نظر علمی بعد از سفر آمریکایی که با هم داشتند از هم جدا میشوند واین جدایی منجر به لطمه شدید روانی به یونگ میشه و سالها از افسردگی رنج میبره. در این مدت که او اسمش را CREATIVE ILLNESS بیماری خلاق میگذارد یا " دوران رویارویی آگاهانه با ناخودآگاه " اتفاقات عجیبی برای او رخ میدهد و او بعدها نظریه خود موسوم به انسان فردیت یافته را به دنیا هدیه کرد و مفاهیمی مثل آرکتایپ را خلق کرد
فاصله 1914 تا 1930 دورانیست که یونگ مطالب اصلی این کتاب را نوشته و از بقیه مخفی کرده است و بارها اشاراتی به " کتاب قرمز" کرده بوده است.
The years… when I pursued the inner images, were the most important time of my life. Everything else is to be derived from this. It began at that time, and the later details hardly matter anymore. My entire life consisted in elaborating what had burst forth from the unconscious and flooded me like an enigmatic stream and threatened to break me. That was the stuff and material for more than one life. Everything later was merely the outer classification, scientific elaboration, and the integration into life. But the numinous beginning, which contained everything, was then.
 
کتاب هرگز در اختیار عموم قرار نگرفت و تاریخ نویسان روانپزشکی ( سونو شمداسانی ) و شاگردان یونگ به شدت دنبال خواندن این کتاب بودند و به جز معدودی موفق به این مهم نشده بودند تا اینکه نوه یونگ، اورلیخ هورنی ، اجازه انتشار عمومی کتاب را داد و در تاریخ 7 اکتبر 2009 یعنی کمتر از یکماه قبل کتاب در اختیار جهانیان قرار گرفت.
 
از چپ  پیتر و اندریاس یونگ  و نفر راست نوه بزرگتر یونگ است اولریخ / عکس در منزل شخصی یوگ در سوییس گرفته شده است
 
اصل کتاب در موزه هنر رابین  نیویورک برای دو ماه ( تا ژانویه ۲۰۱۰) به نمایش درآمده است
 
 
سارا کوربت در نیویورک تایمز مینویسد که بقدری این کتاب اسرارآمیز است که دوسال قبل بعد از 23 سال برای اولین بار اجازه می یابد که آنرا ببیند و او مستقیما از بوستون به زوریخ میرود و پس از ورود به بانک مرکزی سویس ، پس از 23 سال ، برای اولین بار صندوق امانتی باز میشود که حاوی چمدانی است که داخل چمدان این کتاب بزرگ حفظ میشده است !!!
دوستان انگلیسی سارا به او گفته اند که از چند روز قبل که کتاب انتشار جهانی یافته است ، بعضا یک نفس کتاب را خوانده اند و نفسشان از عظمت آن بند آمده است !
داخل این کتاب اسرارآمیز چه هست؟
من شخصا کتاب را در خانه استادم  در اکسفورد دیدم و  ورق زدم و فرصت کردم کمی بخوانم  (و سفارش دادم تا با خودم به ایران نیز بیاورم.(100 پوند خداییش زیاده ولی می ارزه ))
کتب به شکل حیرت اوری حاوی 205 صفحه نوشته + نقاشی های مدیتیشنی رازآلود شخص  کارل یونگ است . البته نقاشی که چه عرض کنم، کل ACTIVE IMAGINATION ها و ماندالا های خودش را که در مدیتیشن های عمیقش از ناخودآگاهش دریافت میکرده است اینجا کشیده و زیرش با المانی توضیح نوشته است ! بقدری این نوشته ها منظم هستند و انگاره ها دقیق ترسیم شده اند که میتوان فهمید یونگ هنرمند بزرگی نیز بوده است علاوه بر اینکه روانکاو بزرگی بوده است.حتی شماره هر نکته با رنگی جدا نوشته شده است . باز یادآوری میکنم این تصاویر از ناخودآگاه مردی می امده است که روح و روان و ادبیات و هنر را خوب میشناخته است
red book by c.g.Jung in iran
 
 
  red book by c.g.Jung in iran
red book by c.g.Jung in iran
نقاشی ها بسیار اسرارآمیز هستند .تنها بعضی هاش را یونگینها تاکنون میشناختند مثل تصویر فیلومن
یونگ در نوشته های خودش نقل میکند که در مدیتیشنهای فعال خود توسط دو نفر بازدید میشده است که همراهشان ماری سیاه نیز بوده است ( یا دو تصویر دریافت میکرده از ناخودآگاهش)
  • یک مرد به نام الیجاه( که بعدا تغییر یافت به فیلومون یا پیرمرد خردمند بالدار در نقاشیهایش)
  • یک زن به نام سالومه که بعدها مفهوم آنیما ( بانوی درون مردان) را برای او متبادر کرد
red book by c.g.jung
تصویر فیلومن / یونگ این چنین کشیده است
 
فکر کنم با انتشار این کتاب تحولی عظیم در درک مفاهیم یونگی در دنیای علم ایجاد شود و خوشحالم که جزو پیشگامان معرفی این کتاب به دانشجویان عزیز ایرانی هستم( اینقدر از خوندن و دیدن کتاب ذوق کرده بودم که فی المجلس زنگ زدم به سهیل رضایی عزیز که آقا دارم با دست پر میام پیشتون )
شمداسانی میگوید یونگ یک پیام مهم از طریق این کتاب به جهانیان میدهد :
قدر دنیای درون خود را بدانید
 
سمینار
صدای سمینار را بزودی میگذارم در گروه اینترنتی مطالعات یونگ  ولی از نکات جالبی که امروز یادگرفتم این بود که  یونگ در سفرمشترکش همراه فروید به آمریکا  ، دیداری داشته با ویلیام جیمز مشهور ، روانشناس دینی برجسته آمریکایی و بسیار موانست نیکویی بین این دو حاصل میشود و در تکوین دیدگاه یونگ نسبت به مفهوم خدا تاثیر داشته است.
برگشتنی هم به یاد ماه رمضون 2007 رفتم رستوران چند تا کشمیری مسلمان و گوشت خوشمزه حلال خوردیم و خسته جسمی و پر از نشاط درونی برگشتیم لندن...الان ساعت 3 صبحه و باید علی الاصول بیفتیم
به امید ایرانی سرفراز که امید مردمانش از آزادی به عدالت سوق داده شود.

به نقل از دکتر عليرضا شيری در سایتش
لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/19ساعت   11                                                                                  

هتل‌داری آقای هیلبرت

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


هتل‌داری آقای هیلبرت

سکانس اول:

آقای هیلبرت صاحب تنها هتل یک شهر توریستی عجیب بود! شهری که همه چیز آن غیرعادی بود؛ درست مثل هتل خود آقای هیلبرت. هتل آقای هیلبرت، هتلی بود که به اندازه‌ی تمام اعداد طبیعی اتاق داشت. یعنی به ازای هر عدد طبیعی n، اتاقی با شماره‌ی n در این هتل وجود داشت.

هتل‌داری آقای هیلبرت

در اواسط تابستان -وقتی که تعداد زیادی از مردم برای بازدید از جاذبه‌های توریستی این شهر، به آن جا آمده بودند- هتل آقای هیلبرت کاملاً پر شد، به طوری که در همه ‌ی اتاق ‌های آن دست کم یک مسافر ساکن شده بود. ظاهراً همه چیز بر وفق مراد آقای هیلبرت پیش می‌رفت؛ مشتریان زیاد و درآمدی قابل توجه، اما این همه ‌ی ماجرا نبود و پر بودن هتل دردسر‌هایی باخود داشت.
درست در شرایطی که تمام اتاق‌های هتل پر شده بودند، یکی از بازرسان اتحادیه ‌ی هتل ‌داران برای بازرسی از شرایط و امکانات هتل آقای هیلبرت به این شهر رفت! معمول این بود که بازرسان چند روزی در هر هتل اقامت می‌کردند و در این چند روز با بررسی تمام امکانات هتل، گزارش خود را تنظیم می‌کردند. از این رو همه‌ی هتل ‌داران معمولاً یک اتاق را برای آمدن بازرسان احتمالی خالی نگه می‌داشتند، اما در اثر سهل انگاری مسئول پذیرش هتل آقای هیلبرت، آن اتاقی که همیشه به همین منظور خالی نگه داشته می‌شد نیز به مسافران اجاره داده شد و حتی یک اتاق هم خالی نماند!


آقای هیلبرت و کارکنان هتل نمی دانستند چه باید بکنند؛ ازیک سو می‌بایست اتاقی برای اقامت آقای بازرس فراهم کنند، چرا که در غیر این‌صورت ممکن بود که وی گزارشی بر علیه آن‌ها تنظیم کند و از ستاره ‌های هتل کم شود، و از سوی دیگر همه‌ ی اتاق ‌ها پر بود و نمی‌توانستند عذر هیچ یک از مسافران را بخواهند؛ چون ممکن بود مسافر اخراج شده شکایتی علیه آن‌ ها ترتیب دهد و بر اساس این شکایت اتحادیه ‌ی هتل‌داران یکی از ستاره ‌های هتل آقای هیلبرت را بگیرد. آیا راهی وجود دارد که بدون اخراج هیچ یک از مسافران و نهایتاً با جابه‌جایی آنان یک اتاق خالی برای آقای بازرس فراهم کرد؟

خوشبختانه بله! می‌توان با جابه جایی مسافران و بدون اخراج هیچ یک از آن‌ها اتاقی برای آقای بازرس فراهم کرد! با کمی دقت در می یابیم که می‌توان همه ‌ی مسافران را یک اتاق به جلو فرستاد و به این ترتیب اتاق شماره ‌ی 1 برای آقای بازرس خالی می‌شود!

هتل‌داری آقای هیلبرت

به نظر شما عجیب نیست؟ از داخل یک هتل کاملاً پر، یک اتاق خالی بیرون می‌آید، بدون این ‌که حتی یک نفر از هتل خارج شده باشد!!

 

سکانس دوم:

تمایل زیاد مردم برای مسافرت به یک شهر توریستی هر سرمایه‌داری را به این فکر فرو می برد که با راه‌اندازی یک هتل مجلل درآمد کلانی به دست آورد. این ‌همان فکری بود که به ذهن پسر عموی آقای هیلبرت خطور کرد و او را پس از مدتی صاحب دومین هتل این شهر عجیب کرد؛ هتلی که درست مثل هتل آقای هیلبرت به اندازه‌ ی تمام اعداد طبیعی اتاق داشت. کار هردوی آن ‌ها به خوبی پیش می‌رفت و در روز‌های تابستان، هر دو هتل کاملاً پر از مسافر بود، بدون حتی یک اتاق خالی. اما باز هم این همه ‌ی ماجرا نبود و همه چیز آن ‌طور که توقع می‌رفت، خوب نبود. مخصوصاً برای آقای هیلبرت!

هتل‌داری آقای هیلبرت

هتل آقای هیلبرت در مقایسه با هتل پسر عمویش بسیار قدیمی‌ بود، هر روز قسمتی از هتل احتیاج به تعمیر داشت، یک روز لوله ‌های اتاق ‌ها می‌ترکید و دیوارها مرطوب می‌شد، روز دیگر شیر‌های آب خراب می شدند، روز دیگر هم در اثر پوسیدگی، سیم‌های تلفن‌ قطع می‌شد و هزار مشکل کوچک و بزرگ دیگر که هر روز برای هتل آقای هیلبرت پیش می آمد! به تدریج مسافران از وضع موجود ناراضی شدند. آقای هیلبرت از این ماجرا بسیار ناراحت بود، از این رو خوب فکر کرد تا بتواند راه حلی برای این مشکل پیدا کند:

هتل‌داری آقای هیلبرت

او تصمیم گرفت که همه‌ ی مسافران هتلش را برای مدتی به هتل پسر عمویش بفرستد و در این مدت تعمیراتی اساسی برای بازسازی هتل خودانجام دهد! اما چگونه؟ چگونه این کار ممکن بود در حالی که هم هتل آقای هیلبرت  و هم هتل پسر عموی آقای هیلبرت کاملاً پر بود؟

 

آقای هیلبرت مرد باهوشی بود. این مشکل را بایک راه حل هوشمندانه از پیش رو برداشت و بدون اخراج حتی یک مسافر و تنها با جابه جایی آن ‌ها، همه ‌ی مسافران این دو هتل را در کنار هم در اتاق ‌های هتل پسر عموی خود جای داد. اما راه حل او:
آقای هیلبرت از پسر عمویش خواست تا مسافران هتل خود را به اتاق ‌های زوج منتقل کند. به این ترتیب که با مسافر اتاق شماره‌ی n تماس بگیرد و از او بخواهد که به اتاق 2n نقل مکان کند. به این ترتیب همه‌ی مسافران هتل پسر عموی آقای هیلبرت به اتاق‌های زوج منتقل شده و همه‌ ی اتاق ‌های فرد خالی شدند؛ و در نهایت آقای هیلبرت با مسافر اتاق شماره‌ی m خود تماس گرفت و از او خواست تا به اتاق شماره‌ ی 2m-1 هتل پسر عمویش برود! به این ترتیب مسافران هر دو هتل توانستند در اتاق‌های هتل پسر عموی آقای هیلبرت ساکن شوند (ساکنان اولیه‌ ی هتل پسرعموی آقای هیلبرت در اتاق ‌های زوج و ساکنان اولیه ‌ی هتل آقای هیلبرت در خانه‌های فرد).

هتل‌داری آقای هیلبرت

سکانس سوم:

 پس از مدت کوتاهی آقای هیلبرت هتل خود را بازسازی کرد و مسافران وی دوباره به هتل خود او بازگشتند. چند سالی سپری شد. هتل ‌های آن ها تقریباً همیشه پر بود و همه چیز بر وفق مراد! تا این ‌که بعد از مدتی آن ‌ها تصمیم گرفتند که با مشارکت یکدیگر هتل ‌های خود را تخریب کنند و به جای آن دو هتل، یک هتل شراکتی مجلل بسازند. نقشه‌ی آن‌ها عملی شد و پس از مدتی آن ‌ها صاحب یک هتل بسیار زیبا و مدرن شدند. هتلی که به اندازه ‌ی دو هتل اول عجیب بود و صد البته پر دردسر! هتلی‌ که به اندازه ‌ی تمام اعداد طبیعی در بالای طبقه‌ی هم‌کف خود، طبقه داشت و در هر طبقه هم  به اندازه‌ی تمام اعداد طبیعی، اتاق!!

هتل‌داری آقای هیلبرت

کسب و کار پسر عموها در این هتل هم پر رونق بود. تقریباً همه ‌ی طبقات همیشه پر از مسافر بودند، البته به جز طبقه‌ی هم‌کف که برای جلوگیری از وقوع برخی مشکلاتی که قبلاً با آن ‌ها برخورد کرده بودند، خالی نگه داشته می شدند؛ که البته این عاقبت اندیشی به کمک آن ها آمد.
در یکی از روزهایی که همه‌ ی اتاق ‌های طبقات بالای هم ‌کف پر بودند ( و تنها هم‌کف خالی بود )، هتل پسرعموها گرفتار حریق شد. شعله‌ ها از همه‌جای هتل زبانه می‌کشیدند، مسافران با فریاد به سمت پله های اضطراری فرار می‌کردند. آقای هیلبرت و پسر عمویش فوراً دست به کار شدند و بلافاصله آتش نشانی و نیروهای امداد را خبر کردند. با تلاش‌های آتش نشانان و امدادگران آتش خیلی سریع خاموش شد و آسیب جانی به کسی نرسید، اما همه‌ی طبقات هتل به جز طبقه‌ی هم‌کف در آتش سوخته و غیر قابل سکونت بودند؛ و حال آقای هیلبرت و پسر عمویش در این فکر بودند که بااین همه مسافر چه کنند؟

هتل‌داری آقای هیلبرت

آقای هیلبرت فکر کرد و بعد از مدتی راه حلی را با پسر عمویش در میان گذاشت! راه حل آقای هیلبرت همه‌ی مسافران طبقات بالایی را در طبقه‌ی هم‌کف جا داد! آیا می‌توانید حدس بزنید که راه حل وی چه بود؟ (شاید شکل زیر قدری کمک کند!)

هتل‌داری آقای هیلبرت


******

چه طور بود؟ آیا با ما موافقید که این هتل‌ها، عجیب هستند؟ به نظر شما آیا هتل‌هایی که تعداد اتاق‌هایشان متناهی باشد، می‌توانند چنین خصوصیاتی داشته باشند؟ آیا مسافران هر هتل با تعداد نامتناهی اتاق را می‌توان به یک هتل دیگر با تعداد نامتناهی اتاق، منتقل کرد؟

به نقل از تبیان

لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/12ساعت   7                                                                                  

هتل بی نهایت

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


داوید هیلبرت

هم‌ارزی مجموعه‌ها و برخی ویژگی‌های نامتعارف مجموعه‌های نامتناهی!

هتل بی‌نهایت داستان بسیار جالبی است که "داوید هیلبرت" ریاضی دان مشهور آلمانی مطرح کرده است. شما می‌توانید از این داستان برای آموزش مفهوم "هم‌ارزی مجموعه‌ها" و هم‌چنین مفهوم "مجموعه‌ی نامتناهی"، به دانش‌آموزان استفاده کنید.

 

مقاله ای که برای مطالعه‌ی دانش‌آموزان تألیف شده است، زمینه‌ی مناسبی را برای بحث در خصوص مفهوم بی‌نهایت و هم‌چنین مفهوم هم‌ارزی ( مخصوصاً میان مجموعه‌های N، W، Z و Q ) فراهم می‌کند. شما می‌توانید این مقاله (و تدریس مفاهیم نهفته در آن) را در برنامه‌ی دو جلسه از کلاس خود بگنجانید.

 

در جلسه‌ی اول، داستان "هتل‌داری آقای هیلبرت" ( که در متون رسمی به "هتل بی‌نهایت" شهرت دارد ) را برای دانش‌آموزان بازگو کنید و در هر مرحله، راه حل مشکل ایجاد شده برای آقای هیلبرت را از آن ها بخواهید. در این جلسه نیازی به ذکر جزئیات دقیق ریاضی نیست، حتی می‌توان از صحبت در مورد مجموعه‌های اعداد هم صرف نظر کرد و دانش آموزان را صرفاً با مفهوم "بی‌نهایت" و  "هم‌ارزی" درگیر کرد.

 

می‌توان حتی بیش از این نیز بحث را ساده کرد؛ مثلاً برای رهایی از سؤالات نامفهوم، اما رایجی که دانش‌آموزان در اولین مراحل مواجه شدن با مفهوم "بی‌نهایت" مطرح می‌کنند، می توانید این کلمه ( بی‌نهایت ) را هم مطرح نکنید. به طور مثال برای توضیح در مورد تعداد اتاق‌های هتل هیلبرت می‌توانید بگویید: « اتاق‌های این هتل تمامی ندارد! یعنی برای هر عددی که شما در نظر بیاورید، هتل، اتاقی با آن شماره و نیز اتاق‌هایی با شماره‌های بیش از آن دارد ». فراموش نکنید: هیجانی که شما به داستانتان می‌دهید، اثر مستقیمی در هم راهی و هم یاری دانش‌آموزان در طول این جلسه و نیز توجه به توضیحات شما در جلسه‌ی بعد، دارد. احتمالاً هیلبرت کبیر (!) نیز با همین قصد، مفاهیم مورد نظر را در بطن یک داستان گنجانده است!

 

در جلسه‌ی دوم می‌توانید به ذکر برخی جزئیات ریاضی نهفته در پشت پرده‌ی این داستان بپردازید. در مرحله‌ی اول سعی کنید که مفهوم « هم‌ارزی » یا « هم‌اندازه بودن » مجموعه‌ها را برای دانش‌آموزان شرح دهید. برای این ‌کار می‌توانید از آموخته‌های سال‌های دبستان آن ها کمک بگیرید. با یک مثال برای آن‌ها یادآوری کنید که در دوران ابتدایی مفاهیم بزرگ ‌تر، کوچک ‌تر و برابر بودن اعداد را چگونه آموخته‌اند. مثلاً یادآوری کنید که: کتاب ریاضی برای آموزش این‌ که 3<4 است ، دو بیضی به شکل‌های زیر کشیده بود و انجام این مراحل را از ما خواسته بود:

هتل   بی نهایت

از ما خواسته بود که تعداد اشکال داخل هریک را بشماریم و در مربع‌های زیر بیضی‌ها بنویسیم:

در مرحله‌ی بعد خواسته بود که اشیاء هم رنگ را به هم وصل کنیم:

و درنهایت با این استدلال که در طرف چپ، یک شی‌

اضافی، باقی مانده است، بیان می‌کرد که:  3 از 4 کوچک ‌تر است!

 

در هر مرحله‌، تمام این اشکال را برای آنان بکشید. پس از این مراحل دانش‌آموزان شما آمادگی درک مفهوم تناظر یک ‌به ‌یک و هم‌ارزی را خواهند داشت. برای آن‌ها ابتدا مفهوم "تناظر یک ‌به ‌یک" دو مجموعه‌ی متناهی را بازگو کنید و سپس با تعمیم آن، مفهوم هم‌ارزی مجموعه‌های نامتناهی را شرح دهید:

 

تعریف 1: دو مجموعه ‌ی A و B ( چه متناهی و چه نامتناهی ) راهم‌ارز ( یا هم‌اندازه ) می‌گوییم، هرگاه تابع یک ‌به ‌یک و پوشایی چون f وجود داشته باشد که دامنه‌ی آن A و برد آن B باشد. هم‌ارزی دو مجموعه‌ی A و B را با نماد A~B نشان می‌دهیم. ( اگر این متن را برای دانش آموزان دو سال آخر دبیرستان تدریس می‌کنید می‌توانید از آن‌ها بخواهید که ثابت کنند: ~ یک رابطه‌ی هم‌ارزی - یعنی انعکاسی، تقارنی و متعدی - است ).

 

تعریف2: می‌گوییم مجموعه‌ی A کوچک ‌تر یا مساوی مجموعه‌ی B است و می‌نویسیم A≤B است؛ اگر و تنها اگر یک تابع یک ‌به ‌یک ( و نه لزوماً پوشا ) از A به B موجود باشد. در ریاضیات قضیه‌ای وجود دارد که بیان می‌کند: اگر شرایط A≤B و B≤A برای دو مجموعه‌ی A و B برقرار باشد، آن‌ گاه A هم‌ارز B خواهد بود ( یعنی: A~B ).

 

اکنون با در نظر داشتن این تعاریف و قضیه‌ی فوق می‌توانید به بررسی و تحلیل دوباره ‌ی سکانس ‌های «هتل‌داری آقای هیلبرت» برای دانش‌آموزان بپردازید:

 

سکانس اول: مجموعه ‌ی اتاق‌های هتل آقای هیلبرت را با N یا همان مجموعه‌ی اعداد طبیعی نشان دهید، به این ترتیب که هر عدد، متناظر با اتاقی باشد که شماره‌ ی آن اتاق، عدد مذکور است. مثلاً عدد 3 به معنای اتاق شماره‌ی 3 است. به علاوه مجموعه‌ی W را متناظر با مسافران هتل آقای هیلبرت بگیرید به این ترتیب که عدد 0 در این مجموعه متناظر با آقای بازرس است و سایر اعداد متناظر با فردی است که قبل از آمدن آقای بازرس در اتاقی با همان شماره اقامت داشته است. به عنوان مثال عدد 5 متناظر با فردی است که پیش از آمدن آقای بازرس در اتاق شماره‌ی 5 اقامت داشته است. سپس تابع هتل   بی نهایت را به صورت زیر برای دانش‌آموزان تعریف کنید:
f(n)=n+
برای آن‌ ها بازگو کنید که این تابع هر کدام از ساکنان اتاق ‌های هتل آقای هیلبرت ( پس از آمدن آقای بازرس ) را یک‌ خانه به جلو هدایت می‌کند و به علاوه آقای بازرس را در خانه‌ی اول جای می‌دهد. این یعنی همان کاری که در هتل آقای هیلبرت انجام شد. در نهایت از دانش‌آموزان بخواهید که یک‌به‌یک و پوشا بودن تابع f را تحقیق کنند و با توجه به تعریف هم‌ارزی ( هم‌اندازه بودن ) دو مجموعه، این مطلب را نتیجه بگیرند:
W~N

در این قسمت می‌توانید از دانش‌آموزان بخواهید که با استفاده از مطالبی که تا به این جا تدریس کرده‌اید، ثابت کنند که به ازای هر مجموعه‌ی متناهی A: N~N U A

 

سکانس دوم: آن ‌چه در این بخش آمده است تعبیری است از هم‌ ارزی مجموعه ‌ی اعداد فرد (O ) با مجموعه ‌ی اعداد طبیعی. چرا که در این بخش همه‌ ی اتاق ‌های با شماره ‌ی فرد هتل پسر عموی آقای هیلبرت ( که هم‌ اندازه با O است ) را با همه ‌ی مسافران هتل آقای هیلبرت ( که هم‌اندازه با N است )، پر کردیم. شما می‌توانید این عمل را با تعریف تابع هتل   بی نهایت

برای دانش آموزان توضیح دهید:

 

g(n)=n-

از آنان بخواهید که یک ‌به ‌یک و پوشا بودن g را تحقیق کنند و N~O را نتیجه بگیرند.

در این قسمت می‌توانید هم‌ارزی مجموعه ‌ی اعداد صحیح و اعداد طبیعی (یعنی: N~Z) را نیز برای دانش‌آموزان اثبات کنید و یا با ذکر راهنمایی زیر، اثبات آن را به عنوان یک تمرین از آن‌ ها بخواهید:

 

راهنمایی: تابعی چون هتل   بی نهایت تعریف کنید که اعداد صحیح نامنفی را به اعداد طبیعی زوج ببرد و اعداد صحیح منفی را به اعداد طبیعی فرد؛ سپس دو طرفه بودن این تابع را تحقیق کنید.

 

سکانس سوم: این قسمت دشوارترین‌ مرحله ‌ی کار شما در تدریس این مقاله است. از آن ‌جایی که درک مطالب نهفته در این بخش برای اکثر دانش آموزان دشوار است، می‌توان به توضیحات بسیار مختصری در این زمینه اکتفا کرد. اگر دانش‌آموزان توانستند راه حل آقای هیلبرت برای مشکل ایجاد شده را به خوبی درک کنند، می‌توانید توضیحات زیر را هم به محتوای مطالب تدریسی خود اضافه کنید:

 

« اگر راه حل آقای هیلبرت را بپذیریم، در حقیقت تناظری یک ‌به ‌یک میان NxN ( ضرب دکارتی N در خودش ) و N برقرار کرده ایم. یعنی NxN~N. این مسأله نکته ‌ی بسیار عجیبی را بیان می‌کند. چرا که اگر NxN~N ، آن ‌گاه می ‌توان مدعی شد که N~Q  ».

 

برای این کار مجموعه ی اعداد گویا را مجموعه ای از کسرها در نظر بگیرید که صورت و مخرج آن ها نسبت به هم اول هستند. به این ترتیبت می توانیم Q را در جدول N*N قرار دهیم. بنابراین Q≤N*N و چون N~N*N می باشد، پسQ≤N ، اما می‌دانیم که N  زیر مجموعه ای از Q است. پس N+Q و -Q را به ترتیب مجموعه‌ی اعداد گویای مثبت و منفی در نظر بگیرید.

 

الف. +NxN ≤Q  ( تابع هتل   بی نهایت را به صورت i(m,n)=2m / 3n تعریف کنید و تحقیق یک ‌به‌ یک بودن آن را از دانش‌آموزان بخواهید. n , m نسبت به هم اول هستند ). 

 

ب.+NxN ≥ Q ( تابع هتل   بی نهایت را به صورت

j(m/n)=(m,n)

 تعریف کرده و تحقیق یک ‌به ‌یک بودن آن را از دانش‌آموزان بخواهید. در تحقیق یک ‌به ‌یک بودن تابع j ، فرص "اول بودن صورت و مخرج یک کسر گویا نسبت به هم " ضروری است ).

ج. از الف و ب نتیجه می‌شود: +NxN~Q و چون  -Q+~ Q ( چرا؟ ) پس می‌توان نتیجه گرفت که Q+~NxN.

د. حال چون -O~E~N~NxN~Q+~Q ( که E مجموعه‌ی اعداد طبیعی زوج است )، پس می‌توان -Q را در O جایگزین کرد و + Q را در E؛ و به این ترتیب:
N~Q-{O}

که

Q-Q همان  -Q+  U Q است. حال با همان تکنیک سکانس اول «هتل‌داری آقای هیلبرت»، می‌توان به راحتی نشان داد:
N~Q

در پایان می‌توانید سؤالات زیر را نیز مطرح کنید:

  1. آبا همه‌ی مجموعه‌های نا‌متناهی هم‌ارزند؟
  2. آیا مجموعه‌ای نامتناهی چون A وجود دارد که کوچک ‌تر یا مساوی N باشد و هم‌ارز آن نباشد؟
  3. آیا R (مجموعه‌ی اعداد حقیقی) با N هم ارز است؟
  4. آیا مجموعه‌ای چون A وجود دارد که با R و N هم‌ارز نباشد، اما A≤R و نیز N≤A ؟ البته پاسخ دادن به این سؤالات کار چندان ساده ای نیست!!

نویسنده: صالح زارع پور

به نقل از تبیان

لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/12ساعت   7                                                                                  

مصطفی تاجزاده:شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد.

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


سید مصطفی تاج‌زاده در پیام دیگری از زندان اوین اظهار داشت که حاضر است از زندان مستقيم بيايد و در مناظره‌ای شركت كند با موضوع اینکه «چه كسي بيشترين خدمت را طی اين سی سال به آمريكا و اسرائيل كرده است؟» 

به گزارش موج سبز آزادی، فخرالسادات محتشمی‌پور در مورد دیدار دوباره با همسرش گفت: "امروز همسرم را دوباره دیدم، وی در این دیدار اظهار داشت شكایتی از كسی ندارم، لازم نیست شكایت كنید. از قول من اما بگویید شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد، در هر مكان، ساعت و با هر شرطی كه بگذارد بنده حاضرم از همین سلول مستقیم بیایم و در این مناظره شركت كنم، موضوع مناظره هم این باشد که «چه كسی بیشترین خدمت را طی این سی سال به آمریكا و اسرائیل كرده است؟»" 

معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات پیش از این نیز طی پیام دیگری «نظارت استصوابی و حق وتوی جنتی و همكارانش» را «بزرگترین بدعت در انقلاب» خوانده بود و بعد از اینکه از جریان فتنه‌گری‌هایی كه علیه او برای پرونده‌سازی بیشتر در بیرون زندان صورت می‌گیرد آگاه شد با اطمینان از حقانیت خود و با خونسردی و آرامش خاطر از روشن بودن حقایق نزد مردم گفته بود: "اكنون اینان در میدانی بلامنازع و در غیبت ما هرچه می‌خواهند بگویند. بی‌شك فرصت شنیدن حرف‌های ما نیز برای مردم فراهم خواهد آمد."

لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/10ساعت   8                                                                                  

سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها داریوش شایگان و سید محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام کردند.


سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.

ایلنا:سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.
به گزارش ایلنا "جایزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس‌ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می‌کند.
در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها داریوش شایگان و سید محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام کردند.
در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جایزه درباره تحقیقات بیناد فرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. این جایزه بر اهمیت تحقیقات میان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئولیت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد. این جایزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال یکبار برگزار خواهد شد.
از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.
گفتنی است خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن‌ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده‌اند.

لينک ثابت | نوشته شده در  88/08/03ساعت   21                                                                                  
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
  تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است
  انتشار کتابی بسیار اسرارآمیز از یونگ برای اولین بار درجهان در ابان ماه امسال و شرح سفرم به آکسفورد
  هتل‌داری آقای هیلبرت
  هتل بی نهایت
  مصطفی تاجزاده:شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد.
  سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.
  سيد محمد خاتمي: نمي‌گذارند معتقدان به نظام جمهوري اسلا‌مي حرف بزنند
  دیکشنری افرنگ
  بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد
  آسیه فرزند شهید باکری: پدر من شهید نشد که نیروهای ویژه اقدام به ضرب و شتم من با باتوم بکنند
  پسر شهید همت: افتخار می کنم وقتی مردم می گویند بسیجی واقعی همت بود و باکری
  بیانیه شماره 12 مهندس موسوی
  شیر دره پنجشیر
  سالگرد پدرعلم فیزیک (پروفسورحسابی)
  استفن هاوکينگ کيست؟
  زندگینامه گل آقا
  درخواست گل آقا در پاسخ به دختر یک زندانی سیاسی
  !مردم چیزی جز احترام به رأی خود نمی‌خواهند
  گفتم: بخفتی، شهر!
  محمود دولت‌آبادی حماسه ساز داستانهای کویری
All Rights Reserved 2008 © khuisf-com86.Blogfa.Com

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .